دلایل موجه!
این مطلب رو چندی پیش میخواستم بنویسم. شاید کمی بیات شده باشه؛ اما دوست دارم بنویسماش.
به وبنوشتههای اکثر دوستانم معتادم. وقتی میبینم که کسی یهو وبلاگش رو نابود میکنه، خیلی دلم میگیره.
توی چند وقت اخیر، مانی اول از همه بیخداحافظی گذاشت و رفت. اون روز وبلاگش رو که باز کردم، خیال کردم طبق معمول، در حال تغییر دادن شکل و شمایل وبلاگشه! اما از کامنتهای پست آخرش، اینطور برداشت کردم که بهخاطر لو رفتن حریم شخصیاش، مجبور به این کار شده. هرچند قبول دارم که داشتن حریم شخصی، کاملاً دلیل منطقی و موجهیه برای رفتن؛ اما... دست خودم نیست؛ دلم میگیره.
چند روز بیشتر نگذشت که الهام هم قاط زد و آرشیوش رو فرستاد هوا. بهخاطر این کارش کمی از دستش دلخورم. بهخاطر همین کارش، مدتیه که بهش E-Mail هم نمیزنم. امروز داشتم با خودم فکر میکردم که اگه دستم بهش برسه، به قول زهرا، حتماً میزنم شل و پلاش میکنم! فکر کنم از این فکر خبیثانهام باخبر شده! چون الان دیدم که برام کامنت گذاشته و نوشته که برای این کارش دلیلی داشته. میدونم که حتماً اون هم برای خودش دلیل موجهی داره؛ اما دست خودم نیست دیگه؛ دلم گرفت.
پرستو هم که این روزها سکوت کرده و نمینویسه. اون هم لابد دلیل موجهی داره؛ ولی من دست خودم نیست؛ دلم میگیره.
پ.ن: خیالتون تخت؛ خیال ترکوندن این خونه رو ندارم. مگه اینکه یه روزی، من هم برای خودم دلایلِ به حد کافی موجهی داشته باشم؛ که البته فعلاً هیچ خبری از چنین دلایل موجهی نیست و دعا کنید که هیچ وقت هم نباشه:)