قهرانه
خرداد پارسال، فاطمه ، مطلبی نوشته بود با این عنوان: « به نوشتههای وبلاگت معتادم، کلافهام نکن! »
متن جالبی بود در مورد اشتباهات املایی بعضی بلاگرها. به نظرم درست میگه. ولی بجز این، یه موضوع دیگه هم مدتیه که ذهنم رو بدجوری آزار میده. اون هم اینکه نمیفهمم چرا بعضیها که قلم خوبی دارن و معمولا هم مطالب مفید و تأملبرانگیزی مینویسن و مشکلات جامعه رو با لحن طنزآلودشون خیلی زیبا به تصویر میکشن، انقدر اصرار دارن که بیادب باشن. یعنی خیال میکنن اگه بین مطلبشون حرف پائینتنه رو وسط نیارن و عفت کلام داشته باشن، از تعداد خوانندههاشون کم میشه؟
تا حالا با خودم فکر میکردم که میشه بیادبیهاشون رو تحمل کرد و از مطالب مفیدشون بهره برد. ولی دو تا اتفاق باعث شد که به کل ، عطای خوندن مطالبشون رو به لقاش ببخشم و لینکشون رو هم از گوشهی وبلاگ حذف کنم.
چند روز پیش، داشتم با کسی صحبت میکردم، که یهو بین حرفم از لفظ خیلی زشتی استفاده کردم. جالبه که معنیش رو هم نمیدونستم. ولی از بس مصطلح شده و همه جا (مخصوصاً توی وبلاگها ) خوندم و شنیدم، ناخودآگاه به کار بردمش. کلی خجالت کشیدم و شرمندهی خودم شدم.
این موضوع گذشت تا امروز که دیدم یکیشون وبلاگش رو به روز کرده و دیگه از حد اشاره به چند عضو خاص بدن هم فراتر رفته و رسماً به خوانندهها توهین کرده. تو رو خدا ببینید چطوری حرف میزنه:
... عينهو زنهای حامله باز هم ويار كردم ولی اينقدر اينجا چس ناله كردم و از ويارهام گفتم كه ديگه روم نميشه بگم الان دلم چی ميخواد. هر چند شما هم چقدر براتون مهم بوده و به روی مباركتون آورديد. زن و مرد، پير و جوون، بزرگ و كوچكتون حواله دادين به تخم چپتون و هِرهِر خنديديد ... بعد از خوندن كتاب جامعهشناسی خودمونی حالا دارم " پی نكتههايی بر جامعهشناسی خودمانی " حسن نراقی رو ميخونم. از اين كتاب كه مكمّل كتاب اول هستش هم خوشم اومد. دوست داريد بخونيد، دوست هم نداريد نخونيد. اصلاً به من چه شما میخواهيد چه گهی بخوريد. دارم فكر میكنم كاشكی اين عمر بيهوده رو بجای بيخودی و سَرسری گشتن و الكی اينور و اونور رفتن و با تخمهام بازی كردن، صرف مطالعه روی جامعهشناسی میكردم، اونجوری شايد يه انی ميشدم و میتونستم حرفی واسه گفتن داشته باشم و سَری تو سرها دربيارم ...
آقا جان چشمم کور، دندم نرم. چند روز استخوندرد رو تحمل میکنم، بهجاش نه حرص میخورم و نه بهم توهین میشه. مطالب مفیدش هم ارزونی خودش. آخه برادر من، یهکم هم مؤدب باش؛ نمیمیری که...