افراد ناقص­عقل، گاه ممکن است از جنایت تبرئه شوند. می­گوییم «این­ها مسئول اعمالشان نبودند.» ولی تا کنون کسی به علت بی­احساسی از جنایت مرتکبه، تبرئه نشده­است. (یوسِتین گُردِر)

 

   پ.ن: بعد از گذراندن یک نیم­روز فوق­العاده با این خانم ، حالا حس خیلی خوبی دارم. آرام روی صندلی لم داده­ام و آلوچه­ی محبوبم را به دندان می­کشم. انگار هیچ­وقت این­قدر آرام نبوده­ام. دارد فراموشم می­شود؛ چشم­های دریده­ی آن مردک عوضی، نوشته­های آن وبلاگ مزخرف [که البته بلاگفا به زودی زحمت فیل­ترینگ­اش(!) را خواهد کشید]، راه رفتن خودم روی لبه­ی تیغ و ...

   حس مقدسی دارم ...

   خدایا می­شود به آن جنین بیست و چند روزه، مجوز به دنیا آمدن بدهی؟! یعنی چه می­شود که نمی­شود؟ یا چه می­شود که بشود؟ یا چه باید بشود که بشود؟!